واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۸۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای راوه اگر بهشت پیداست تویی چیزی که در او ملک مهیا است تویی آبی که در او سپهر والاست تویی جویی که در او هزار دریاست تویی

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۸۰ | واژه جو