واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۷۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای نای هوا بریدم از نای دمی او را دم گرم بوده تو سرد دمی زو بود مرا خرمی از تو دژمی او نای نشاط بود و تو نای غمی

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۷۸ | واژه جو