واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۷۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای حورا زاده لعبت نوشادی از باغ بهشت کی برون افتادی بندیش که پیرایه به تن بنهادی ای حسن تو پیرایه مادرزادی

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۷۶ | واژه جو