واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۰۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چشم و دهن آن صنم لاله رخان از پسته و بادام کشیده ست نشان از بس تنگی که دارد این چشم و دهان نه گریه در این گنجد نه خنده در آن

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۰۲ | واژه جو