واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۰۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چنگم به چهار شاخ زد پیراهن چنگست مگر چهار شاخ از آهن در اشک چهار شاخ آن شاخ سمن شد باز چهار شاخ کفته رخ من

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۰۰ | واژه جو