واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۷۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در آرزوی بوی گل نوروزم در حسرت آن نگار عالم سوزم از شمع سه گونه کارآموزم می‌گریم و می‌گدازم و می‌سوزم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۷۰ | واژه جو