واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۶۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در خواب گه از دل به شب آتش بیزم چون خاکستر هر روز ز آتش خیزم هر گه که کند عشق تو آتش تیزم چون شمع ز درد بر سر آتش ریزم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۶۴ | واژه جو