واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۵۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر حور بود بدان که نازش نکشم کوته کنم این قصه درازش نکشم آن کز من باز شد فرازش نکشم وآن کو ماند فراز بازش نکشم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۵۹ | واژه جو