واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۴۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از عشق تو در چشم خرد میل زدم پس دست به تسبیح و به تهلیل زدم بر فرقت تو چو طبل تحویل زدم من دست به جای جامه بر نیل زدم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۴۸ | واژه جو