واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۴۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گفتم کایندل به داغ نام تو کنم گویی که دو دیده جای گام تو کنم دیدم که اگر کار به کام تو کنم جان در سر کار یک سلام تو کنم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۴۰ | واژه جو