واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۳۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای سرو سپاه خسروای ماه حشم یک جرعه اگر از می‌وصلت بچشم از خط تو چون قلم همی سرنکشم بر آتش تیمار تو چون عود خوشم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۳۶ | واژه جو