واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۲۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

جان و دل و دین به وصلت‌ای مهر صنم عهدی بسته ست و اینت عهدی محکم هجرت چو به صافی کشد اندر عالم دانی چه زنند این دو سه هم مشت به هم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۲۳ | واژه جو