واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۲۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن کوه گذار آهوی دشت نورد اندر تگ گرم شد به تگ بهر تو سرد تیری که همیشه جگر شیران خورد آلوده به آهویی چرا باید کرد

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۲۷ | واژه جو