واژه جو

مسجل کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) ثابت کردن.<br>

فرهنگ فارسی معین

(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) ثابت کردن.

مترادف و متضاد واژه‌دان

قطعی کردن، محرز کردن، حتمی کردن تسجیل کردن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مسجل کردن | واژه جو