واژه جو

مستکملین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مستکملین . [ م ُ ت َ م ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ مستکمِل (در حالت نصبی و جری ). کامل کنندگان : مصلیَّا علی النبی المصطفی و آله المستکملین الشرفا. (ابن مالک ). و رجوع به مستکمل شود.

معنی مستکملین | واژه جو