واژه جو

مستودعات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مستودعات . [ م ُ ت َ دَ ] (ع ص، اِ)ج ِ مستودع و مستودعة. امانتها و چیزهای امانت داشته شده . (غیاث ) (آنندراج ) : فاما سِرّی از مستودعات قضا و مکنونات قدر دست رد بر پیشانی او نهاد.(سندبادنامه ص ٦١). رجوع به مستودع و استیداع شود.

معنی مستودعات | واژه جو