واژه جو

مستنشی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مستنشی ٔ. [ م ُ ت َ ش ِءْ ] (ع ص ) جستجوکننده و تعقیب کننده ٔ اخبار. (از اقرب الموارد). پیروی و تتبع اخبار کننده . ◄ بوینده . (از منتهی الارب ). رجوع به استنشاء شود.

مستنشی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) جستجوکننده ٔ خبر که دریابد از کجا آمده است . (از اقرب الموارد). رجوع به استنشاء شود.

معنی مستنشی | واژه جو