مستنسخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستنسخ . [ م ُ ت َ س ِ ] (ع ص ) استنساخ کننده . نسخه بردارنده . رونویس کننده . آنکه رونویس کند. آنکه نسخه بردارد. سوادبردار. ◄ آنکه نسخ چیزی را طلب کند. (از اقرب الموارد). رجوع به استنساخ شود.
مستنسخ . [ م ُ ت َ س َ ] (ع ص ) استنساخ شده . رونویس شده . کتابت شده از روی نوشته ای دیگر. رجوع به استنساخ شود.