مستمسک/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ تَ س) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- چیزی که به آن چنگ بزنند.<BR>۲- در فارسی ؛ بهانه، عذر، دستاویز.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآتو، آویزگاه، بهانه، دستاویز، گزکسند، وسیلهواژه قبلی: مستمریواژه بعدی: مستمع