مستلزم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ تَ زِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- آنچه بودنش لازم است.<BR>۲- موجب، مسبب.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبایسته، شایسته، لازمهمتضمن، مسبب، موجبواژه قبلی: مستلذواژه بعدی: مستلقی