مستعفی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستعفی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استعفاء. استعفادهنده . استعفا داده . برکناری خواه از شغلی . - مستعفی شدن ؛ استعفا دادن . رجوع به استعفاء شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مستعفی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استعفاء. استعفادهنده . استعفا داده . برکناری خواه از شغلی . - مستعفی شدن ؛ استعفا دادن . رجوع به استعفاء شود.