واژه جو

مستعصمی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مستعصمی . [ م ُ ت َ ص َ ] (اِخ ) یاقوت بن عبداﷲ. خوشنویس و ادیب قرن هفتم هجری . رجوع به یاقوت مستعصمی شود.

معنی مستعصمی | واژه جو