واژه جو

مستشرق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مستشرق . [ م ُ ت َ رِ ](ع ص ) روشن و تابان . (غیاث ). ◄ شرق شناس .خاورشناس . عالم و محقق و دانا به مسائل مشرق زمین .

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مستشرق | واژه جو