واژه جو

مستسلف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مستسلف . [ م ُ ت َ ل ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استسلاف . بها پیشی گیرنده . (منتهی الارب ). آنکه پیشکی می گیرد و قرض می خواهد. (ناظم الاطباء). قرض گیرنده و وام گیرنده . (اقرب الموارد). ◄ آنکه زن برادر خود را که مرده باشد می گیرد. (ناظم الاطباء). رجوع به استسلاف شود.

معنی مستسلف | واژه جو