واژه جو

مستاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مستاب . [ م ِ ] (اِ) نوعی ظرف آبکش که سقّایان بر بازو آویزند و بدان آب برآرند. نوعی دلو : یکی سقای چابک دست و پرزور که آورده به مستاب آب موفور. (شعوری ج ٢ ص ٣٦٢).

معنی مستاب | واژه جو