واژه جو

مساتیق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مساتیق . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مُستقة: و ذکر کاریزها و جویها و رودخانه ها و آسیاها و مقاسم آبهای آن و مساتیق آن و عدد ضیاعها و رساتیق آن [ قم ] . (تاریخ قم ص ٢٠). رجوع به مستقه شود.

معنی مساتیق | واژه جو