مس مس کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مس مس کردن . [ م ِ م ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) (اصطلاح عامیانه ) با نهایت کاهلی کاری را انجام دادن . به کندی و بطءکاری را ورزیدن . تل تل کردن . این دست آن دست کردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مس مس کردن . [ م ِ م ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) (اصطلاح عامیانه ) با نهایت کاهلی کاری را انجام دادن . به کندی و بطءکاری را ورزیدن . تل تل کردن . این دست آن دست کردن .