واژه جو

مزد بیوسیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مزد بیوسیدن . [ م ُ ب ِ / ب ُ دَ ] (مص مرکب ) احتساب . (تاج المصادر بیهقی ). منتظر مزد شدن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

معنی مزد بیوسیدن | واژه جو