واژه جو

مزاج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(مِ) [ ع. ]<BR>۱- (اِ.) سرشت، طبیعت.<BR>۲- (مص ل.) آمیختن، آمیخته شدن.<BR>۳- قدما به چهار مزاج اصل قایل بودند: الف - مزاج صفراوی (گرم و مرطوب). ب - مزاج مالیخولیایی یا سوداوی (سرد و خشک). ج - مزاج دموی (گرم و مرطوب). د - مزاج بلغمی (سرد و مرطوب).<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مزاج | واژه جو