واژه جو

مرکوب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(مَ) [ ع. ]<BR>۱- (اِمف.) سواری کرده شده.<BR>۲- (اِ.) آنچه بر آن سوار شوند مانند اسب و قاطر و غیره.<br>

معنی مرکوب | واژه جو