واژه جو

مرور کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مرور کردن . [ م ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گذشتن . گذر کردن . عبور کردن . - عبور و مرور کردن ؛ رفت و آمد کردن . آمد و شد کردن . ◄ به اجمال نظر افکندن به چیزی یا خواندن کتابی را.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مرور کردن | واژه جو