واژه جو

مرغ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(مَ) [ معر. ] (اِ.)<BR>۱- گیاهی است از تیرة گندمیان که علفی و پایا است و دارای ساقة زیرزمینی افقی و گره داری است که از محل هر گره ریشه‌های کوچک خارج می‌شود. سرعت انتشار این گیاه بسیار زیاد است. این گیاه برگ‌های دراز نوک تیز و غلاف دار به رنگ سبز یا غبارآلود دارد. قسمت مورد استفادة دارویی این گیاه ساقة زیرزمینی آن است که به غلط ریشه خوانده می‌شود.<BR>۲- سبزه، چمن (وحشی).<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مرغ | واژه جو