مرسوم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مَ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- آنچه رسم شده، معمول.<BR>۲- فرمان، دستور.<BR>۳- در فارسی جیره، مواجب.<br>مترادفها و واژههای مرتبطباب، رایج، عرفی، متداول، متعارف، مد، معمولی، معمول، مقررآیین، رسومات، رسم، سنتجیره، مواجب ≠ نامتداولواژه قبلی: مرسلهواژه بعدی: مرسی