واژه جو

مرجیة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مرجیة. [ م ُ جی ی َ ](اِخ ) مُرجئة. (از متن اللغة). رجوع به مرجئه شود.

مرجیة. [ م َ جی ی َ ] (ع ص نسبی ) منسوب است به مَرج . (یادداشت مؤلف ). رجوع به مرج شود. اما العصافیر الاهلیة الجبلیة والمرجیة فکلها مجففة. (ابن البیطار یادداشت مؤلف ).

معنی مرجیة | واژه جو