واژه جو

مرتوق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مرتوق . [ م َ ] (ع ص ) بسته شده . مسدود گشته . رتق الفتق ؛ سده و ألحمه، و الفتق مرتوق و رتق . (از متن اللغة). نعت مفعولی است از رتق . رجوع به رتق شود.

معنی مرتوق | واژه جو