مرتب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ رَ تَّ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- بانظم و ترتیب.<BR>۲- ترتیب داده شده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآراسته، آماده، بسامان، جور، روبراه، مزینبانسق، بانظم، بسامان، منتظم، منضبط، منظممدون ≠ بیانضباط، غیرمدون، نابسامان، نامرتبواژه قبلی: مرتاضواژه بعدی: مرتباً