واژه جو

مراغه زدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مراغه زدن . [ م َ غ َ / غ ِ زَ دَ ](مص مرکب ) خرغلت زدن . خرغلط زدن . تمرغ : خصمانت مراغه می زننداندر خوی هر چند که بی مرند در تبریزند. ؟

معنی مراغه زدن | واژه جو