واژه جو

مراصد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مراصد. [ م َ ص ِ ] (ع اِ) ج ِ مرصد، به معنی محل نگهبانی و مراقبت و رصد است . (از متن اللغة). رصدگاهها. رجوع به مرصد شود. ◄ مراصدالحیات ؛ مکامنها. (متن اللغة). کمین گاهها. مکمن ها.

معنی مراصد | واژه جو