واژه جو

مذنگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مذنگ . [ م َ ذَ ] (اِ) بر وزن و معنی مدنگ است که کلید چوبین و دندانه ٔ کلید و پره ٔ قفل و چوب گنده باشد که در پس در اندازند تا در گشوده نگردد. (از برهان قاطع). رجوع به مَدَنگ شود.

معنی مذنگ | واژه جو