مذبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مذبة.[ م َ ذَب ْ ب َ ] (ع ص ) ارض مذبه ؛ زمین مگس ناک . (منتهی الارب ). ذبوبة. کثیرالذباب . (اقرب الموارد). پرمگس .
مذبة. [ م ِ ذَب ْ ب َ ](ع اِ) مگس ران . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ). مروحه وآنچه بدان مگس رانند. (از اقرب الموارد). آلتی که بدان مگس را بزنند و برانند از قبیل بادبزن و جز آن .