مذاکیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مذاکیر. [ م َ ] (ع اِ) ج ِ ذَکَر، به معنی نره و آلت رجولیت . آلات مردی : و ناف و معده و مذاکیر و حوالی آن بدین روغن ها چرب کنند صواب باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مذاکیر. [ م َ ] (ع اِ) ج ِ ذَکَر، به معنی نره و آلت رجولیت . آلات مردی : و ناف و معده و مذاکیر و حوالی آن بدین روغن ها چرب کنند صواب باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).