مدو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدو. [ م ُدْ وِن ْ ] (ع ص ) طعام مُدْو؛ طعام بسیار. (از منتهی الارب ).
مدو. [ م ِ ] (اِ) در تداول مردم کرمان، سوسک قهوه ای رنگ بالدار. مدوک . رجوع به مدوک شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدو. [ م ُدْ وِن ْ ] (ع ص ) طعام مُدْو؛ طعام بسیار. (از منتهی الارب ).
مدو. [ م ِ ] (اِ) در تداول مردم کرمان، سوسک قهوه ای رنگ بالدار. مدوک . رجوع به مدوک شود.