مدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- جای دور زدن و گردیدن.<BR>۲- در اصطلاح جغرافیا عبارت از خطی است که سیارات به دور خورشید میپیمایند. ؛ ~ رأس الجدی مدار َ۲۷ ْ۲۳ عرض جنوبی کرة زمین که خورشید در روز اول دی ماه به آن عمود میتابد و منطقة معتدل جنوبی از پایین آن تا مدار جنوبگان را شامل میشود. ؛ ~ رأس السَّرطان مدار َ۲۷ ْ۲۳ عرض شمالی کرة زمین که خورشید در روز اول تیرماه بر آن عمود میتابد و منطقة معتدل شمالی از بالای آن تا مدار شمالگان را شامل میشود.<br>