واژه جو

مخور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مخور. [ م ُ ] (ع مص ) رجوع به مخر شود.

مخور. [ م ُ خوَرْ / خُرْ ] (اِخ ) دهی از دهستان مهربان در بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان است که ٥٤٢ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).

معنی مخور | واژه جو