واژه جو

مخلف

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(مُ لِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- آن که کسی را جانشین خود کند، جانشین کننده. ۲- آن که وعده خلاف کند. ۳- در فارسی: کبوتر بچه‌ای که پر بر پایش رسته باشد. ۴- پسر خوش شکل.

(مُ خَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- آن که چیزی را از خود بجا می‌گذارد. ۲- آنکه کسی را خلیفه و جانشین خود کند.

معنی مخلف | واژه جو