مخضرم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ خَ رَ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- مرد ختنه ناکرده.<BR>۲- سیاهی که پدرش سفیدپوست باشد.<BR>۳- آن که دعوی نسبتی کند و دعوی او راست نباشد.<BR>۴- آن که بخشی از عمر خود را در عهد جاهلیت و بخش دیگر را در دورة اسلام گذرانیده.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ خَ رَ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- مرد ختنه ناکرده.<BR>۲- سیاهی که پدرش سفیدپوست باشد.<BR>۳- آن که دعوی نسبتی کند و دعوی او راست نباشد.<BR>۴- آن که بخشی از عمر خود را در عهد جاهلیت و بخش دیگر را در دورة اسلام گذرانیده.<br>