واژه جو

مخبوط

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مخبوط. [ م َ ] (ع ص ) مرد مبتلا به زکام . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از محیط المحیط). ◄ برگ ریخته شده ٔ از درخت . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

معنی مخبوط | واژه جو