واژه جو

محمودک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

محمودک . [ م َ دَ ] (اِخ ) ابن الغ محمد. وی قاتل پدرخویش در ٨٤٩ هَ . ق . است . وی از خانان قرم و خانات غازان بود. (ترجمه ٔ طبقات سلاطین اسلام ص ٢٠٧ و ٢٠٨).

معنی محمودک | واژه جو