واژه جو

محفوری

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(~.) [ ع. ] (اِ.) ظاهراً مالی بوده که به مصادره و جریمه یا به عنوان طرح یا مالیات اجباری از کسی می‌گرفتند.

(مَ) [ ع. ] ۱- (ص نسب.) منسوب به محفور. ۲- (اِ.) فرش‌های مخصوص از قبیل زیلو و قطیفه خواب دار و غیره که در شهر «محفوره» می‌بافتند.

معنی محفوری | واژه جو