محضر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مَ ضَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- محل حضور.<BR>۲- دفتر ثبت اسناد. ج. محاضر.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآستانه، آستان، درگاهپیشگاه، حضور، حضورگاهدفترخانه، دفتر اسناد رسمیواژه قبلی: محضواژه بعدی: محضر کردن